آنقدر دیر برای به روز کردن اومدم که کلی تغییر و تحولات اساسی توی زندگیم رخ داد و همین تغییرات باعث شد که بتونم بهتر برنامه ریزی کنم و یه کمی به اون گذشته هایی که دوستش  داشتم و قبولش داشتم نزدیک بشم. یا به عبارت بهتر دوباره همون نرگس سابق شدم.

اما براتون بگم از تغییر و تحولات : از دانشگاه انصراف دادم (دانشجوی فوق شبانه کامپیوتربا گرایش هوش مصنوعی در یکی از دانشگاه های سراسری تهران بودم) چون نمراتم کم شد وبه این نتیجه رسیدم که گرفتن این فوق لیسانس نه به درد تدریس می خوره و نه به درد ادامه تحصیل.

دوباره شروع کردم به درس خوندن برای کنکور امسال و امیدوارم که قبول بشم . از قبولی نگران نیستم چون من دوسال پیش فقط 20 روز درس خوندم و رتبم شد 289 و بر همین اساس فکر می کنم که اگر با برنامه درس بخونم حتما در گرایش و دانشگاه مورد نظرم قبول خواهم شد. لطفا برام دعا کنید.

فکر می کردم انصراف خیلی اذیتم کنه اما انقدر در طی این مدت فشارعصبی کشیده بودم که نه تنها ناراحت نیستم بلکه خیلی هم خوشحالم واصلا هم احساس پشیمونی نمی کنم و کلی هم انگیزه دارم برای درس خوندن و دوباره کنکور دادن.

اما فکر کنم مامان از همه بیشتر از انصرافم ناراحت شد. چند وقت پیش داشتم فکر می کردم که مامان همیشه تلاش کرده که ما توی زندگی موفق باشیم و تا جایی هم که تونسته به من و برادرم کمک کرده. اما ما خیلی اذیتش کردیم تا به نتیجه دلخواه خودمون و مامان برسیم. هردومون سال اول دانشگاه آزاد تهران قبول شدیم و نرفتیم و  یک سال پشت کنکور موندیم. من بعد از دوسال مهندسی کامپیوتر شهید بهشتی قبول شدم و برادرم هم امسال عمران دانشگاه بین المللی قزوین قبول شد. مامان بابت قزوین قبول شدن علی ناراحت بود و با انصراف من هم ناراحت تر شد. ما دوتا از نظر خیلی از اطرافیانمون آدم های موفقی هستیم اما فکرمی کنم مامان رو بیش از حد اذیت کردیم. می دونم که بیش از هر چیزی از موفقیت های ما خوشحال می شه امیدوارم که امسال با یک نتیجه خوب خوشحالش کنم.

همچنان سر کار می رم. اما فعلا پروژه ای دستم نیست و دارم یک کتاب در مورد الگوهای طراحی شی گرا به زبان انگلیسی می خونم که معلوماتم زیاد بشه. قبلا خیلی این مباحث برام جالب نبود اما تازگیا به کاربردش پی بردم و بهش علاقه‌مند شدم.

برنامه کلی من برای مطالعه و کار قرار اینجوری باشه : شنبه تا دوشنبه می رم خونه مامان اینا که درس بخونم و سه شنبه تا 5 شنبه هم می رم سر کار. جمعه ها هم برای استراحت.

تصمیم دارم که تا آخر آذر یک دور درسامو بخونم و دی و بهمن هم پارسه امتحان بدم و یک دور هم  دوره کنم. گزارش نحوه پیشرفتم در اجرای برنامم رو اینجا ثبت می کنم.قول می دم که زود به زود بیام .