در راستای این پست من هم مدل اقتصادی زندگی مشترک خودم و همسرم را توضیح می دم شاید برای اونهایی که تازه زندگیشون رو شروع می کنند مفید باشده

توی خونه پدری من، مامانم و بابام حقوقشون رو می گذاشتند روی هم و هزینه های لازم رو انجام میدادند  و بقیه هم می‌شد پس انداز مشترک. هردوشون هم از همه چیز هم خبر داشتند و کلا یکی از اولین توصیه های پدرم به من این بود که اگر پول من و پول تو توی زندگی مشترک باشه برکت پول کم میشه وخیلی دیر به خواسته هاتون می رسین اما اگر با هم باشین خدا هم کمکتون می کنه و زود پیشرفت می کنین. همیشه هم از مامان به خاطر اینکه حقوقش رو در اختیار زندگی قرار می ده تشکر می‌کرد. از  اون طرف مامانم هم اعتقاد داشت که چون از وقت شوهر و بچه هاش برای کار می گذاره پس باید بچه ها و همسرش هم از حاصل اون شغل بهره ای داشته باشند.

بنابراین من هم به همسرم گفتم که دوست دارم توی امور اقتصادی زندگی شریک باشم یعنی هم توی درآمد و هم توی نحوه هزینه کردن اون درآمد و پیشنهاد کردم که یک حساب مشترک باز کنیم و حقوق هامون رو بریزیم اون جا و هردو ازش استفاده کنیم. همسرجان هم  قبول کرد ولی یک پیشنهاد جالب داد و اون هم این بود که هرکس یک مبلغی از حقوقش و نه همه حقوقش رو توی حساب مشترک بریزه و استدلالش هم این بود که اگر بخواد برای من کادو سورپرایزی بخره اگر پس اندازشخصی نداشته باشه چی کار کنه؟ خوب منم که عاشق هدیه و سورپرایز!!! قبول کردم.

روال کلی زندگیمون اینطوریه که اسفند ماه هر سال مبلغی که هرکس هر ماه توی حساب مشترک  واریز می کنه رو مشخص می کنیم ملبغ قسط ها رو کم می کنیم ، یک مبلغ مشخصی رو هم خرج خونه قرار می‌دیم که مدیریتش با منه و هرچی هم که صرفه جویی کنم جایزه خودمه و می تونم به پس انداز شخصیم منتقل کنم :) و باقی مانده رو به دو بخش بودجه سفر و پس انداز تقسیم می کنیم. گاهی برای پس انداز هم نقشه می‌کشیم  و برای بعضی از نقشه ها (مثلا تعویض ماشین) از پس اندازهای شخصی هم خرج می کنیم. خرج جاری زندگی مدیریتش با منه که یکم اهل بریز و بپاشم تا بهمون خوش بگذره و مدیریت و سرمایه گذاری پس انداز خانواده هم  به عهده همسرمه که برعکس من آینده نگره و اهل حسابه.

تا حالا که این مدل جواب داده و هردومون راضی هستیم.

اگر خدا بخواد جمعه تا دوشنبه همراه برادرم و جاری بزرگه (مریم جون) و سلمان جون می ریم دبی تا خرید های خانوم کوچولو رو انجام بدیم. گزارش سفر رو اینجا یا در وبلاگ دخترم خواهم نوشت.