1. 10 روز اول محرم برای من یاد آور روزهای تلخیه که پایان خوشش ارزش تحمل اون همه تلخی رو داشت. بعد از اون سال ارادتم نسبت به صاحب این ماه یعنی امام حسین (ع) صد چندان شده. طوریکه همه حاجت هام رو از ایشون می خوام و مطمئنم که اگر به صلاحم باشه براورده می شه.

  2. داشتن یک پناه مثل خدا توی لحظه هایی که فکر می کنی با هیچ کس نمی تونی حرف بزنی یا هیچ کس کاری برات نمی تونه بکنه با ارزش ترین چیزه . گاهی فکر می کنم اون هایی که خدا رو قبول ندارند توی این لحظه ها چه کار می کنند؟

  3. دیروز خونه مامانم اینا یه تعدادی از دست نوشته های علی (همسرم) و خودم رو که مربوط به قبل از ازدواجمون می شد پیدا کردم. دوباره خوندمشون و از تداعی خاطراتمون کلی کیف کردم.

  4. هفته آینده تولد همسر جانمه و دارم به این فکر می کنم که برای شام تولدش کدوم رستوران رو انتخاب کنم. خانواده من و خانواده علی قراره شام مهمونمون باشن. دنبال یک جای خوب با قیمت مناسب می گردم . اگر پیشنهادی دارید لطفا راهنماییم کنید.

  5. امتحان ارشد هم سه هفته به تاخیر افتاد و 1 تا 4 اسفند برگزار می شه. من خوشحالم که وقت بیشتری دارم ولی نمی دونم مرخصی از شرکت رو چه کار کنم. امیدوارم کاری پیش نیاد که مجبور بشم برم.

  6. توی پست قبل نوشته بودم که نگران و منتظر یک چیزی هستم. مشخص شدن نتیجه اش باز هم به تاخیر افتاد و من همچنان نگران و منتظر هستم. یه جورایی تمام برنامه زندگیمون به این موضوع بستگی داره. امیدوارم به خیر بگذره چون اصلا توان مدیریت کردن تنش هایی رو که ممکن در اثر نتیجه نامطلوبش به وجود بیاد، ندارم.