پنج‌شنبه 15 اردیبهشت من 29 ساله شدم و آخرین سال از دهه سوم زندگیم شروع شد. خیلی کارها بود که می‌خواستم قبل از 30 سالگی انجام بدم که یک سریشون رو انجام دادم و برای یک سری از اهدافم هم هیچ قدمی برنداشتم. امیدوارم این سال آخر رو جدی بگیرم تا تولد 30 سالگیم از خودم راضی باشم.

چهارشنبه شب رو پیش مامان بودم چون تنها بود و بابا سفر بود و اولین تبریک رو از مامانم به صورت حضوری و از پدر جانم به صورت تلفنی دریافت کردم. اولین اس ام اس تبریک رو از همراه اول گرفتم دومی رو از بانک پاسارگاد سومی رو از بهمندخت عزیزم  چهارمی رو از عمه کوچیکم دریافت کردم  بعدش جاری کوچیکم زنگ زد بعدش داداشم و یکی دیگه از عمه هام اس ام اس دادند .

پنج‌شنبه شب جاری بزرگمان مریم جون به همراه خانواده و مامان و بابا و برادرم شام مهمان بودن و مراسم تولد داشتیم. از مامان و بابا و برادرم 100 هزار تومن پول و از مریم جون یک جفت راکت بدمینتون هدیه گرفتم. همسرجان هم گذاشته با پدر شوهر جان و برادر شوهر کوچیکه کادوشو بده. گزارش تولد بعدی رو هم که 3 شنبه برگزار میشه بعدا می دم.

همکارام هم 4 شنبه برام تولد گرفتند و یک بلوز خوشگل و یک پیراهن خوشگل بهم کادو دادند. مهدیه جونم هم زحمت کشیده بود و یک کیک خوشمزه پخته بود برام و کلا خیلی خوشحالم کردند همگی.

کلی هم پیام تبریک تو ف ی س بوک داشتم .

تولد خوبی بود کلا و خیلی خوش گذشت :)