سفرنامه چین - قسمت اول

 

برنامه کلی سفرمون این طوری بود که جمعه 22 اردیبهشت بریم پکن، چهارشنبه 27 اردیبهشت شب با قطار بریم شانگهای و تا یکشنبه 1 خرداد اونجا باشیم. پرواز برگشتمون هم از شانگهای بود و صبح دوشنبه 2 خرداد می رسیدم تهران. یعنی 3 شب پکن بودیم، یک شب توی قطار و سه شب هم شانگهای. هتل رو اینترنتی رزرو کردیم و چون 5نفر بودیم خودمون می تونستیم یک ویزای گروهی بگیریم. بلیط هواپیما رو هم از آزانس جدا تهیه کردیم

ساک سفر رو 5 شنبه جمع کرده بودم وفقط مونده بود که خونه رو تمیز کنم. تمیزکردن و آماده کردن لباسهایی که بعد از برگشتن از سفر برای شرکت رفتن لازم داشتیم تاساعت 4 طول کشید. مامان و بابا و برادر من ساعت 5 اومدن خونه ما که قبل از رفتن ببینیمشون و اونها هم مارو راهی کنند. قرار بود همسفرامون یعنی برادر شوهر بزرگم و جاری جون بزرگه (حسین ومریم) و گل پسرشون سلمان که یک سال و 9 ماهشه ساعت 7 با راننده شرکت بیان دنبالمون اما اونا برنامه‌شون تغییر کرده بود و رفته بودن خونه پدر شوهرم برای خداحافظی و ساعت 7:20 تازه با ماشین خودشون اومدن دنبال ما که بریم خونشون. راننده شرکت در خونه اونها منتظرمون بود. ساعت 7:45 از در خونه مریم اینا حرکت کردیم به سمت فرودگاه امام خمینی و حدود ساعت 8:30 فرودگاه بودیم. بارهامون رو تحویل دادیم و نماز خوندیم و چون بلیطمون بیزنس بود رفتیم لانژ هواپیمایی امارات (محل استراحت وپذیرایی از مسافرانی که بلیط شون بیزنس یا فرست کلاس باشه و یا کارت طلایی یا نقره ای هواپیمایی امارات رو داشته باشند). یک ساعتی توی لانژ بودیم یکمی اینترنت گردی کردیم و بعد هم رفتیم که سوار هواپیما بشیم. این وسط کارت پرواز سلمان از دست من یا علی افتاده بود و متوجه نشده بودیم وقتی گیت رو رد کردیم تازه فهمیدیم که کارتش نیست و داشتیم مقصر گم شدن و رو پیدا می کردیم که اطلاعات فرودگاه سلمان رو پیج کرد که بره کارتشو بگیره :)

پروازمون تا دبی 2 ساعتی طول می کشید. توی هواپیما هنوز حسابی جا به جا نشده بودیم که با آب پرتقال و آب سیب ازمون پذیرایی شد و بعد هم غذا سفارش دادیم. من راویولی سفارش دادم و علی یک چیزی شبیه استیک. غذاوسالادمون رو خوردیم و من یکمی با صندلیم بازی کردم و علی هم با فیلم خودش رو سرگرم کرد. هواپیما های امارات یک سیستمی داره به نام ice که تشکیل شده از یک مانیتور و یک کنترل که شما می تونید توش فیلم یا سریال ببینید، بازی کنید و موسیقی یا رایو گوش کنید ومسیر پروازیا تصویر دوربینهای هواپیما رو ببینید. از همین مانیتورهم برای آموزش نحوه بستن کمربند و ماسک و... استفاده می کنند. ساعت 10:45 پرواز کردیم و حدود ساعت 1 تو فری شاپ فرودگاه دبی بودیم. تا پرواز بعدیمون به سمت پکن حدود 4 ساعت وقت داشتیم. علی و حسین و سلمان رفتن لانژ و من ومریم هم رفتیم تا عطر و لوازم آرایش قیمت کنیم تا اگر چین ارزونتر بود از اونجا بخریم و اگر گرونتر بود که توی توقف 3 ساعته موقع برگشتمون از فرودگاه دبی بخریم. ما هم یک نیم ساعتی گشتیم و بعد رفتیم لانژ.

3 ساعت بعد یعنی ساعت 4:30 به وقت دبی سوارهواپیما شدیم به مقصد پکن. مهماندار ها سفارش صبحانه میگرفتند که من چیزی سفارش ندادم چون می خواستم بخوابم. صندلی های بیزنس کاملا تخت میشن در نتیجه من 6 ساعت راحت خوابیدم و 1 ساعت قبل از رسیدنمون بیدار شدم. به حسین هم یک صندلی دادند و صندلی کنار مریم هم شد برای سلمان. البته سلمان روی صندلی خوش نخوابید و مریم خیلی نتونست توی هواپیما بخوابه. نیم ساعت آخر پرواز یک سری فرم بهمون دادند که مشخصات خودمون، علت سفرمون وآدرس محل اقامتمون رو باید توش می نوشتیم. ساعت 3:30 به وقت پکن رسیدیم و بعد از چک ویزا بارهامون رو تحویل گرفتیم و رفتیم برای گرفتن تاکسی ورفتن به هتل. ما کالسکه سامان رو هم موقع سوار شدن پای هواپیما تحویل بار داده بودیم و به همین خاطر بسته بندیش نکرده بودیم. یک روکش توی کالسکه گذاشته بودیم که کثیف نشه اما موقع تحویل گرفتن روکش گم شده بود و کالسکه هم کثیف شده بود اگر کالسکه رو پای هواپیما هم می خواین تحویل بدین یک روکش یا پلاستیک روش بکشین که کثیف نشه.

فرودگاه پکن بزرگ بود و معماری جالبی داشت. 100 دلار به یوان تبدیل کردیم و رفتیم برای گرفتن تاکسی. نرخ تبدیل توی فرودگاه خیلی بده و وقتی هم که می‌خواین تبدیل کنین بهتون می گن که چون کارمزدش زیاده  زیاد تبدیل کن ولی گول نخورین اگر می تونید به اندازه کرایه تاکسی همون حدود 500 یوان از اینجا با خوتون ببرین یا همون 100 دلار بیشتر تبدیل نکنید. ما توی فرودگاه به ازای 100 دلار 580 یوان گرفتیم و توی هتل 632 یوان. هر یوان هم تقریبا معادل165 تومن ماست. بارهامون زیاد بود وباید دوتا تاکسی می گرفتیم یا یک ون. دو تا تاکسی ارزونتر می شد ولی چون می خواستیم با هم باشیم یک ون گرفتیم. راننده های تاکسی یک جدولی داشتند که نرخ کرایه تا هتل های شناخته شده توش بود. هتل ما هیلتون ونگ فوجینگ بود که 500 یوان کرایه ون از فرودگاه تا هتل بود. فرودگاه از شهر فاصله داره و ما حدودا نیم ساعت توی راه بودیم. حدود ساعت 5 رسیدم هتل.

هتلمون 5 ستاره بود و 15 طبقه داشت. لابی هتل کوچیک بود و من یه خورده توی ذوقم خورد و فکر کردم که شاید اینقدر ها هم هتل خوبی نباشه ولی بعد از دیدن اتاق نظرم عوض شد. رسپشن گفت از نوع اتاقی که رزرو کردیم 2 تا توی یک طبقه نداره عذر خواهی کرد و یک اتاق توی طبقه 6 به ما داد و یک اتاق در طبقه 7 به مریم اینا. برای استفاده از اسانسور باید از کارتی که در اتاق رو باز می کرد استفاده می کردی و کارت هر اتاق فقط اجازه می داد که طبقه همون اتاق رو توی آسانسور انتخاب کنی ما هم چون طبقه هامون فرق داشت و هر اتاق 2 تا کلید داشت برای اینکه بتونیم راحت تر رفت و آمد کنیم کلید اتاقهامون رو بهم دادیم. اتاق هامون رو تحویل گرفتیم و ساک هامون رو هم آوردن اتاقمون. یکمی استراحت کردیم و بعد تصمیم گرفتیم که بریم خیابان ونگ فوجینگ رو بگردیم این خیابان پر از مرکز خریدهای شیک و بزرگه و یکی از جاهای دیدنی پکن محسوب می‌شه.هتل ما هم توی همین خیابان بود. رفتیم یک گشتی زدیم و دنبال رستوران اسلامی که آدرسش رو از هتل گرفته بودیم گشتیم. رستوران رو پیدا کردیم ولی ساعت 10 بود و تعطیل شده بود بعلاوه آنقدر بو می‌‌داد که یک شب دیگه هم که تصمیم گرفتیم بریم اونجا نتونستیم بوش رو تحمل کنیم. برای شام رفتیم پیتزا هات میگو و سیب زمینی سرخ کرده و پیتزای سبزیجات خوردیم. هتل پکن صبحانه نداشت و باید جداگانه پولش رو می دادیم البته یکی از دوستانمون که هفته دیگه داره می ره یک پکیج از همین هتل رو گرفته که صبحانه هم داره. بعد از شام رفتیم سوپر مارکت وبرای صبحانه فردا خرید کردیم و برگشتیم هتل و برای ساعت 9 باهم قرار گذاشتیم که صبحانه بخوریم و بریم معبد بهشت رو ببینیم.