1390 - 18

در راستای این پست من هم مدل اقتصادی زندگی مشترک خودم و همسرم را توضیح می دم شاید برای اونهایی که تازه زندگیشون رو شروع می کنند مفید باشده

توی خونه پدری من، مامانم و بابام حقوقشون رو می گذاشتند روی هم و هزینه های لازم رو انجام میدادند  و بقیه هم می‌شد پس انداز مشترک. هردوشون هم از همه چیز هم خبر داشتند و کلا یکی از اولین توصیه های پدرم به من این بود که اگر پول من و پول تو توی زندگی مشترک باشه برکت پول کم میشه وخیلی دیر به خواسته هاتون می رسین اما اگر با هم باشین خدا هم کمکتون می کنه و زود پیشرفت می کنین. همیشه هم از مامان به خاطر اینکه حقوقش رو در اختیار زندگی قرار می ده تشکر می‌کرد. از  اون طرف مامانم هم اعتقاد داشت که چون از وقت شوهر و بچه هاش برای کار می گذاره پس باید بچه ها و همسرش هم از حاصل اون شغل بهره ای داشته باشند.

بنابراین من هم به همسرم گفتم که دوست دارم توی امور اقتصادی زندگی شریک باشم یعنی هم توی درآمد و هم توی نحوه هزینه کردن اون درآمد و پیشنهاد کردم که یک حساب مشترک باز کنیم و حقوق هامون رو بریزیم اون جا و هردو ازش استفاده کنیم. همسرجان هم  قبول کرد ولی یک پیشنهاد جالب داد و اون هم این بود که هرکس یک مبلغی از حقوقش و نه همه حقوقش رو توی حساب مشترک بریزه و استدلالش هم این بود که اگر بخواد برای من کادو سورپرایزی بخره اگر پس اندازشخصی نداشته باشه چی کار کنه؟ خوب منم که عاشق هدیه و سورپرایز!!! قبول کردم.

روال کلی زندگیمون اینطوریه که اسفند ماه هر سال مبلغی که هرکس هر ماه توی حساب مشترک  واریز می کنه رو مشخص می کنیم ملبغ قسط ها رو کم می کنیم ، یک مبلغ مشخصی رو هم خرج خونه قرار می‌دیم که مدیریتش با منه و هرچی هم که صرفه جویی کنم جایزه خودمه و می تونم به پس انداز شخصیم منتقل کنم :) و باقی مانده رو به دو بخش بودجه سفر و پس انداز تقسیم می کنیم. گاهی برای پس انداز هم نقشه می‌کشیم  و برای بعضی از نقشه ها (مثلا تعویض ماشین) از پس اندازهای شخصی هم خرج می کنیم. خرج جاری زندگی مدیریتش با منه که یکم اهل بریز و بپاشم تا بهمون خوش بگذره و مدیریت و سرمایه گذاری پس انداز خانواده هم  به عهده همسرمه که برعکس من آینده نگره و اهل حسابه.

تا حالا که این مدل جواب داده و هردومون راضی هستیم.

اگر خدا بخواد جمعه تا دوشنبه همراه برادرم و جاری بزرگه (مریم جون) و سلمان جون می ریم دبی تا خرید های خانوم کوچولو رو انجام بدیم. گزارش سفر رو اینجا یا در وبلاگ دخترم خواهم نوشت.

/ 8 نظر / 18 بازدید
رها-ستایش

قطعا اگر دو نفر همدل و همراه باشند و کسی در پی دور زدن کسی نباشه این بی نظیرترین راهیه که میشه در پیش گرفت اما خدا نکنه یکی از طرفین دغل از اب در بیاد[ناراحت]

ممول

خیلی جالب بود خیلی شبیه ما البته قبلنای ما . الان که مدتیه بنده فقط مصرف کننده ام [نیشخند] من نمی دونم چرا این مدت این همه اومدم وبلاگت الان این پستت رو دیدم تا حالا نمی دیدم. خوبی ؟ سفر خوش گذشت ؟ دخترک خوبه ؟

رها-ستايش

خانمي ممنون از پذيرايي گرم روز پنج شنبه بي نهايت لذت بردم[گل]

آمارین

خاتون جان امیدوارم شما هم بارتون رو به سلامت به زمین بزارید [قلب]

سپیده

سلام خاتون خانم من الان با وبلاگت آشنا شدم و اين پستت رو خوندم بهت تبريك ميگم بهترين طرز فكر و رفتار رو پيشه راهت قرار دادي عزيزم منم تو زندگي همين روال رو در نظر گرفتم و دو ساله كه دارم اجراش ميكنم خيلي خوشحالم كه طرز فكرت عين خودمه منم همين موضوع رو چند وقت پيش به همكارم گفتم ولي كار كردن براي زن خيلي طاقت فرساست به اميد روزي كه درآمد شوهرامون به حدي برسه كه ما دغدغه ايي براي كار كردن نداشته باشيم. آمين

فلفل بانو

خاتون جون امیدوارم که این وب رو بخونی هنوز عزیزم مامانت که جراحی صفرا داشتن خیلی سخت بود تا چند وقت بعد از جراحی درد داشت ؟ خواهش میکنم بیا وبلاگم بهم بگو ممنون

رها-ستایش

وای خاتونننننننننننننننننننننننن باور می کنی ان قدر کارهام قاطی پاطی شده بود که یادم رفته بود[ناراحت]اگر باز هم فرصتی هست حتما بهم خبر بده تا قرار بذاریم بریم . دیگه انشالله از بحران برزخ در اومدم[چشمک]

ياسمن

تبريك ميگم بهت ...پس ني نيت دختره ..چه عالي...هر مادري يه دختر لازم داره.من كه هنوز نميدونم چيه .اما هرچي باشه فقط سالم باشه برام بسه. چقدر عالي برنامه هزينه هاتون رو برنامه ريزي كردين.اميدوارم كه هميشه دوتاتون همينجوري همراه وهمدل باشين..[قلب]